صدایی که از بچگی با ماست.

اینطور که بوش میاد، از قان قان بیب بیب بچگی فقط بیب بیب قراره بمونه! البته بعید میدونم اونم زیاد مهمون ما باشه. ماشین‌های برقی داره دیگه کم کم تو تموم کمپانی‌های خودروسازی جهان سر و کلشون پیدا می‌شه. از فورد، فولکس و هندا گرفته تا دوستان کره‌ای عزیز! شاید مقدار زیادی از این رو مدیون برادر ایلان ماسک و پر رویی خاصی که داره هستیم (و ثروت ایشون البته). داستان کلیشه‌ای نفت رو هم که دیگه همه میدونیم، پس چه ما ماشین بازها دوست داشته باشیم چه نه، خیابان‌ها تا یکی دو ده دیگه خیلی بی‌سر و صدا تر می‌شه. البته این اتفاق در ایران شاید یه نیم قرنی طول بکشه! شاید بچه‌ها هم کم کم "هام هام" کنن بجای قان قان!

exhaust

حالا سوال اینجاست، چرا صدای اگزوز و موتور ماشین اینقدر برای جماعت ماشین باز اهمیت داره؟

از محصولات سایپا صدای لامبورگینی در بیاری

سر نخ (یا شاید سر اگزوز؟؟) رو که بگیری، من فکر می‌کنم به همون جایی میرسی که دوستانی که سر نخ تجملات رو گرفتن رسیدن. تمام کاری که تو احتیاج هست انجام بدی اینه که پای راستت رو کمی فشار بعدی و فورا تو مرکز توجه قرار میگیری، البته اگر شما یکی از اون دسته عزیزانی هستی که با کمک یه پیچ گوشتی دو سو می‌خوای از محصولات سایپا صدای لامبورگینی در بیاری، مطمئن باش که حتی دخترها هم دیگه میدونن، افتابه لگن هفت دست، ولی شام و ناهار هیچی.

صدای موتور

باید صدای موتور رو هم اضافه کنم ، و وقتی از موتور اسم میبرم مسلما منظورم یه جواهر شیش سیلندر بدون جینگولک بازی‌های توربو هست. صدای موتور در نظرم یکی دو پله "ماشین باز" تر از صدای اگزوز هست. این که بدونی تو چه دنده‌ای و تو چه دور موتور‌ی بهترین صدا رو میتونی از ماشینت بشنوی. دفعه اولی که تسلا سوار شدم، خیلی هیجان زده بودم. کلی دم و دستگاه داشت. انگار روی یه موبایل چهار تا چرخ گذاشته باشی. سریع راه افتادم و به اولین خیابون خلوت که رسیدم، پام رو تا ته گذاشتم رو گاز، میدونستم ماشین  سریع و شتاب داریه و همینطور هم بود. ولی اصلا سرعتِ تنها من رو ارضی نکرد. صفر تا صد رو تو کمتر از ۳ ثانیه رفته بودم ولی هنوز میدونستم اونقدری که باید و فکر می‌کردم بهم نچسبیده، چون جای یه غول ۸ سیلندریِ وحشی که با غرشش من احساس قدرت کنم خالیه.

maserati ghibli exhaust

دُم من رو نگاه!

شاید یه چیزی مثل غرش یه شیر میمونه، یا مثل طاووسی که دم رو میده بالا! یه چیز تو مایه‌های "منم" که معلم ورزش ما اصرار داشت منِ دروازه بان موقع پریدن فریاد بزنم! من اومدم، من با ماشین پر سر و صدام اومدم! البته من فکر می‌کنم جدا از این داستان‌ها ما خودمون هم از این صدا لذت می‌بریم. من خودم هر روز وقتی که دارم از سرِکار برمیگردم، توی یکی از خروجی‌های اتوبان دو تا دنده کم می‌کنم تا مطمئن بشم جیره امروز صدای اگزوزم رو روی دور موتور ۴۰۰۰ تا ۴۵۰۰ میگیرم.